تبليغاتX
ساده دل
ساده دل
عاشقانه اما دوستانه

پرنده ماه تولد شما چیست ؟

اول فروردین تا 25 فروردین " شاهین " 

مقتدر و توانا هستید . معمولا با مهارتی که در کارها و عملتان دارید می توانید از موانع بسیار سخت عبور کنید و در نهایت زرنگی این کار را به گونه ای انجام می دهید که چندان انرژی خود را به هدر ندهید. 

26 فروردین تا 22 اردیبهشت "مرغابی " 

برای رسیدن به هدف هر رنجی را به جان می خرید ، اما با این حال برای شما هدف وسیله را توجیه نمی کند. 
گاهی بی دقت می شوید ، بنابراین ضررهایی می بینید. 

23 اردیبهشت تا 19 خرداد " قمری " 

طبیعتا آرامش طلب هستید و از یک زندگی عاشقانه لذت می برید و بندرت از آن خسته می شوید . بردبار ، سازگار و در عین حال جذاب هستید. 

20 خرداد تا 16 تیر " عقاب " 

شخصیتی بسیار محترم دارید.هیچ گاه به دنبال کارهای بیهوده نیستید و می توانید تنها با نگاه گیرا و نافذ خود مخالفان خویش را سر جایشان بنشانید.بخش بسیار قوی و ممتاز شخصیت شما آن است که قادرید از جنبه های ناچیز و مادی فراتر رفته و ماورای آن را ببینید. 

17تیر تا 13 مرداد " بلبل " 

معمولا قبل از اینکه دیده شوید صدایتان به گوش می رسد و همیشه حرفی برای گفتن دارید.هر چند بعضی ها اعتقاد دارند که حرفهای شما به عمل نمی رسد. 

14 مرداد تا 10 شهریور " مرغ ماهیخوار " 

شخصیتی رنگی و پرزرق و برق دارید که همیشه مشتاق "رویارویی" است و از این کار لذت می برید.مهمترین مسایل پیرامون خود را به مرور و با خونسردی حل و فصل می کنید.بسیار حساس و تیرهوشید. 

11 شهریور تا 7 مهر " قو " 

همانند قو مغرور و سربلندید و شخصیتی پیچیده دارید.با اینکه در ظاهر شخصی بسیار آرام و راحت هستید اما در باطن برای سازگاری کردن خود با محیط اطراف و سرعت دنیای مدرن بسیار تلاش می کنید.بندرت عصبانی می شوید و سعی می کنید با همه در تفاهم و تعامل باشید. 

8 مهر تا 5 آبان " دارکوب " 

سختگیر و سختکوش هستید با طاقتی بسیار بالا . برای حمایت از ایده ها و عقایدتان به راحتی خواستار حمایت دیگران می شوید.برخی اوقات به نظر حواس پرت می آیید ، اما این فقط ظاهر شماست ! 

6 آبان تا 3 آذر " باز کوچک " 

ذهن هوشیارتان به شما این امکان را می دهد که از یک موضوع به موضوع دیگری بپرید بدون اینکه تمرکز خود را از دست بدهید ! با اراده بسیار زیاد روی اهداف خود متمرکز می شوید و ار آنچه در اطرافتان می گذرد ، آشفته و مضطرب نمی گردید. 

4 آذر تا 2 دی " کلاغ " 

به غایت گیرا ، پرانرژی و مقاوم هستید و همچنین باهوش ، در نتیجه در حل مشکلات بسیار ماهر و زیردست می باشید.عاشق رقابت بوده و از طبیعت ، جنگل و اصولا محیط های بکر طبیعی بسیار لذت می برید. 

3 دی تا 30 دی " حواصیل " 

جذاب و متفکرید و معمولا تنها و منزوی به نظر می آیید.در عبور از مسیر زندگی ممکن است در باتلاق هم گرفتار شوید ، اما آنقدر محکم و استوارید که از این مشکلات موفق بیرون می آیید. 

1 بهمن تا 28 بهمن " سینه سرخ " 

شما یک برونگرای خونسرد هستید که طبع گرم خود را معمولا پنهان می کنید و گاهی خودرای می باشید.بسیار خانواده دوست هستید ، اگر چه گاهی کمی ستیزه جو می شوید. 

29 بهمن تا آخر اسفند " سهره " 

زرنگ ، حساس و گوش به زنگ هستید.ذاتا فردی اجتماعی و خونگرمید ، چون معتقدید در جمع به نوعی احساس امنیت می رسید که افراد در جای دیگر نمی توانند آن را بیابند.منظم و اهل ورزش هستید.

نوشته شده در تاريخ هجدهم آذر 1388 توسط مجتبی |
 (افتخار)

 چهار تا دوست كه ۳۰ سال بود همدیگه رو ندیده بودند توی یه مهمونی همدیگه رو می بینن و شروع می كنن در مورد زندگی هاشون برای همدیگه تعریف كنن. بعد از یه مدت یكی از اونا بلند میشه میره دستشویی. سه تای دیگه صحبت رو می كشونن به تعریف از فرزندانشون...

اولی: پسر من باعث افتخار و خوشحالی منه. اون توی یه كار عالی وارد شد و خیلی سریع پیشرفت كرد. پسرم درس اقتصاد خوند و توی یه شركت بزرگ استخدام شد و پله های ترقی رو سریع بالا رفت و حالا شده معاون رئیس شركت. پسرم انقدر پولدار شده كه حتی برای تولد بهترین دوستش یه مرسدس بنز بهش هدیه داد...

دومی: جالبه. پسر من هم مایهء افتخار و سرفرازی منه. توی یه شركت هواپیمایی مشغول به كار شد و بعد دورهء خلبانی گذروند و سهامدار شركت شد و الان اكثر سهام اون شركت رو تصاحب كرده. پسرم اونقدر پولدار شد كه برای تولد صمیمی ترین دوستش یه هواپیمای خصوصی بهش هدیه داد.

سومی: خیلی خوبه. پسر من هم باعث افتخار من شده... اون توی بهترین دانشگاههای جهان درس خوند و یه مهندس فوق العاده شد. الان یه شركت ساختمانی بزرگ برای خودش تأسیس كرده و میلیونر شده... پسرم اونقدر وضعش خوبه كه برای تولد بهترین دوستش یه ویلای
۳۰۰۰
متری بهش هدیه داد.

هر سه تا دوست داشتند به همدیگه تبریك می گفتند كه دوست چهارم برگشت سر میز و پرسید این تبریكات به خاطر چیه؟ سه تای دیگه گفتند: ما در مورد پسرهامون كه باعث غرور و سربلندی ما شدن صحبت كردیم. راستی تو در مورد فرزندت چی داری تعریف كنی؟

چهارمی گفت: دختر من رقاص كاباره شده و شبها با دوستاش توی یه كلوپ مخصوص كار میكنه. سه تای دیگه گفتند: اوه! مایهء خجالته! چه افتضاحی! دوست چهارم گفت: نه. من ازش ناراضی نیستم. اون دختر منه و من دوستش دارم. در ضمن زندگی بدی هم نداره. اتفاقاً همین دو هفته پیش به مناسبت تولدش از سه تا از صمیمی ترین دوست پسراش یه مرسدس بنز و یه هواپیمای خصوصی و یه ویلای
۳۰۰۰
متری هدیه گرفت!

نتیجهء اخلاقی: هیچوقت به چیزی كه كاملا" در موردش مطمئن نیستی افتخار نكن!

نوشته شده در تاريخ بیست و یکم شهریور 1388 توسط مجتبی |
سلام بچه ها این شعر رو خانم جعفری آذرمانی نوشته خیلی جالبه

مرز انکار، همین‌جاست جلوتر نروید

یک نفر منکرِ دریاست جلوتر نروید

 

ایست! دور و برِِتان خندقِ بیچارگی اَست

از عقب، از چپ و از راست جلوتر نروید

 

دربه‌در در پیِ یک گوشه‌ی دنج آمده‌اید

بعد از این ولوله برپاست جلوتر نروید

 

رشوه دادم که کسی راست بگوید به شما

از شما ساده‌دلان خواست جلوتر نروید

 آبان ۷۶

(سایت خام جعفری آذرمانی رو اینجا میتونید مشاهده کنید.)

نوشته شده در تاريخ هفدهم شهریور 1388 توسط مجتبی |
چه دلپذیراست اینکه گناهانمان پیدا نیستند وگرنه مجبور بودیم هر روز

خودمان را پاک بشوییم شاید هم می بایست زیر باران زندگی می کردیم و باز

 دلپذیرو نیکوست اینکه دروغهایمان شکل مان را دگرگون نمی کنند چون در

 اینصورت حتی یک لحظه همدیگر را به یاد نمی آوردیم

فدریکو گارسیا لورکا                 

===========================

دو نفر که همديگر را خيلي دوست داشتند و يک لحظه نمي توانستند از هم

 جدا باشند، با خواندن يک جمله معروف از هم جدا مي شوند تا يکديگر رو

امتحان کنند و هر کدام در انتظار ديگري همديگر را نمي بينند. چون هر دو به

صورت اتفاقي و به جمله معروف ويليام شکسپير بر مي خورند: « عشقت را

رها کن، اگر خودش برگشت، مال تو است و اگر برنگشت از قبل هم مال تو

نبود

===========================

منتظر لحظه دیدار تو هستم سهل است بگویم که گرفتار تو هستم

هر چند که دور از منی و من زتو دورم به جان تو سوگند که دوستدار

تو هستم

===========================

معمولا آدمها از اینکه بعد از مرگ فراموش بشن وحشت دارن ولی

چه سخته که زنده باشی و فراموش بشی

===========================

 

نوشته شده در تاريخ هشتم شهریور 1388 توسط مجتبی |

عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی   

دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال

 

عشق بیشتر از غریزه آب می‌خورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است       

دوست داشتن از روح طلوع می‌کند و تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج می‌گیرد

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست، و گذر فصل‌ها و عبور سال‌ها بر آن اثر می‌گذارد     

 دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می‌کند

عشق طوفانی و متلاطم است     

دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار وسرشار از نجابت

 

عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی “فهمیدن و اندیشیدن “نیست      

دوست داشتن، دراوج، از سر حد عقل فراتر می‌رود و فهمیدن و اندیشیدن را از زمین می‌کند و باخود به قله‌ی بلند اشراق می‌برد

عشق زیبایی‌های دلخواه را در معشوق می‌آفریند      

 دوست داشتن زیبایی‌های دلخواه را در دوست می‌بیند و می‌یابد

عشق یک فریب بزرگ و قوی است   

دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی، بی انتها و مطلق

عشق در دریا غرق شدن است      

دوست داشتن در دریا شنا کردن

عشق بینایی را می‌گیرد        

 دوست داشتن بینایی می‌دهد

عشق خشن است و شدید و ناپایدار        

 دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار

عشق همواره با شک آلوده است        

دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر

از عشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر می‌شویم        

 از دوست داشتن هرچه بیشتر، تشنه تر

عشق نیرویی است در عاشق،که او را به معشوق می‌کشاند        

دوست داشتن جاذبه ای در دوست، که دوست را به دوست می‌برد

عشق تملک معشوق است        

دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست

عشق معشوق را مجهول و گمنام می‌خواهد تا در انحصار او بماند       

 دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز می‌خواهد و می‌خواهد که همه‌ی دلها آنچه را او از دوست در خود دارد،

 داشته باشند

در عشق رقیب منفور است،        

در دوست داشتن است که: ”هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند”

عشق معشوق را طعمه‌ی خویش می‌بیند و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید

 و اگر ربود با هر دو دشمنی می‌ورزد و معشوق نیز منفور می‌گردد

دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است      

یک ابدیت بی مرز است، که از جنس این عالم نیست

دکتر علی شریعتی

نوشته شده در تاريخ دوازدهم اسفند 1387 توسط مجتبی |

غزه تنها است و تنها خواهد ماند. کودکان سرزمین اورشلیم در تنهایی جان می‌دهند. کجاست عیسا دمی که احیای ما کند؟ تنهایی می‌تواند به وسعت 360 کیلومتر نوار غزه باشد یا زاویه 360 درجه یک دایره. کجاست خدایی که رود نیل را از وسط شکافت تا کرشمه‌ای کند و بازار ساحری بشکند؟

کجاست آن قادر متعال که جان یکی از انسان‌های خوبش را با تارهای عنکبوت از مرگ نجات داد؟ کجا هستند جمال عبدالناصر، خالد اسلامبولی، احمد قصیر و مصطفا مازح که جرات را معنایی دوباره بخشند؟ تمام مشکلات فلسطین حل خواهد شد، کافیست ما نباشیم و ما خفقان بگیریم تا یهودی‌ها و صهوینیست‌ها تمام مردم غزه را به هلوکاست هزاره سوم مهمان کنند.

هر کاری می‌کنم نمی‌توانم از دست کابوس مرگ ۲۷۱ کودک افغان در یک روز بر اثر سرما خلاصی پیدا کنم. هلوکاستی که در غزه در انتظار یک و نیم میلیون انسان است نفس آدم را بند می‌آورد. چکار می‌توانم انجام دهم؟ کودک و پیر. بچه محتاج به پوشک و شیر. ولی روسَرشان هست موشک و تیر. صدای توپ و تانک خبر می‌دهد از جنگ نابرابر. همه زیر هجوم دشمن. همه تیکه پاره شدن. اونا بی‌پشتن. نمی‌توانم بگیرم جلوی ترکش. قانون سوم نیوتن می‌گوید هر عملی، عکس‌العملی دارد. بالاخره می‌رسد جنگ جهانی سوم.

آن لحظه‌ای که شما دارید کمی شکر به هات چاکلت‌تان اضافه می‌کنید کودکان غزه مرگ را به آغوش می‌کشند و این خون آنان است که ادامه‌ دهنده‌ی راه آزادی است. و چه سعادتمند آنهایی که با مرگ طبیعی از دنیا نمی‌روند. وقتی که دارید در کافه‌های مورد علاقه‌تان درباره‌ی علل بروز بحران در منطقه و نتایج آناپولیس به شیوه‌ی علمی بحث می‌کنید این هلی‌کوپترهای آپاچی اسراییل است که غزه را با راکت هدف قرار می‌دهند.

نوشته شده در تاريخ بیست و هشتم دی 1387 توسط مجتبی |
شیشه ای می شكند... یك نفر می پرسد...چرا شیشه شكست؟ مادر می گوید...شاید این رفع بلاست. یك نفر زمزمه كرد... باد سرد وحشی مثل یك كودك شیطان آمد و شیشه ی پنجره را زود شكست. كاش امشب هم كه دلم مثل آن شیشه ی مغرور شكسته، عابری خنده كنان می آمد... تكه ای از آن را برمی داشت مرهمی بر دل تنگم می شد... اما امشب دیدم... هیچ كس هیچ نگفت.... غصه ام را نشنید... از خودم می پرسم آیا ارزش قلب من از شیشه ی پنجره هم كمتر است؟ دل من سخت شكست اما، هیچ كس هیچ نگفت و نپرسید چرا....... بوسه یعنی وصل شیرین دو لب بوسه یعنی خلسه در اعماق شب بوسه یعنی مستی از مشروب عشق بوسه یعنی آتش و گرمای تب بوسه یعنی لذت از دلدادگی لذت از شب ٬ لذت از دیووانگی بوسه یعنی حس طعم خوب عشق طعم شیرین به رنگ سادگی بوسه آغازی برای ما شدن لحظه ای با دلبری تنها شدن بوسه سر فصل کتاب عاشقی بوسه رمز وارد دلها شدن بوسه آتش می زند بر جسم و جان بوسه یعنی عشق من ٬ با من بمان شرم در دلدادگی بی معنی است بوسه بر می دارد این شرم از میان طعم شیرین عسل از بوسه است چه شبهاتاسحرنام توراازته دل صداكردم دلم راباجنون بی كسی ها اشناكردم نفهمیدم كه می میرم نباشی مثل پروانه تورامن درته این كوچه برفی رهاكردم چه شبهاتاسحرباقاصدك درخلوتی بی رنگ نشستم موبه موی خاطراتت راسواكردم به پای قاصدك بستم صبوری راشبیه گل نوشتم روی گلبرگش كه من بی توچه هاكردم نمی تونم نمی تونم خنده كنم دلم و از غصه و غم حذف بكنم آخه تنهام آخه تنهام روزگار عاشقیم بپای تو تباه شده رنگ عشق من تیره شده سیاه شده ای كاش می گفتی ان چیست كه ازچشم توتاعمق وجودم جاریست

 

 

 

******نامت چه بود؟آدم* فرزند؟من را نه مادری نه پدری، بنویس اولین یتیم خلقت* محل تولد؟بهشت پاك* اینك محل سكونت؟زمین خاك* آن چیست بر گرده نهادی؟امانت است* قدت؟روزی چنان بلند كه همسایه خدا،اینك به قدر سایه بختم به روی خاك* اعضاء خانواده؟حوای خوب و پاك ، قابیل خشمناك ، هابیل زیر خاك* روز تولدت؟روز جمعه، به گمانم روز عشق* رنگت؟اینك فقط سیاه ، ز شرم چنان گناه* چشمت؟رنگی به رنگ بارش باران ، كه ببارد ز آسمان* وزنت ؟نه آنچنان سبك كه پرم دئر هوای دوست نه آ نچنان وزین كه نشینم بر این خاك* جنست ؟نیمی مرا ز خاك ، نیمی دگر خدا* شغلت ؟در كار كشت امیدم* شاكی تو؟خدا* نام وكیل ؟آن هم خدا* جرمت؟یك سیب از درخت وسوسه* تنها همین؟همین!!!!* حكمت؟تبعید در زمین* همدست در گناه؟حوای آشنا* ترسیده ای؟كمی* ز چه؟كه شوم اسیر خاك* آیا كسی به ملا قاتت آمده؟بلی* كه؟گاهی فقط خدا* داری گلایه ای؟دیگر گلایه نه؟، ولی ...* ولی چه ؟حكمی چنین آن هم یك گناه!!؟* دلتنگ گشته ای ؟زیاد* برای كه؟تنها خدا* آورده ای سند؟بلی* چه ؟دو قطره اشك* داری تو ضامنی؟بلی* چه كسی ؟تنها كسم خدا* در آ خرین دفاع؟خوانمش كه چنان اجابت كند دعای مرا*

نوشته شده در تاريخ بیست و چهارم آذر 1387 توسط مجتبی |

 

      

 

 

 

 

عيد سعيد فطر، عيد آسودگي از آتش غفلت و رهيدگي از زنجير نفس، بر ميهمانان حضرت حق مبارك باد.

     

مهربان پروردگار! به پاسداشت مهرورزي تو، روزه گرفتيم و اكنون به نماز فطرت، پاك ميرويم و در آبي رحمتت روح و جان مي شوييم و تن پوش آمرزش بر تن مي نماييم. در اين لحظه هاي سبز استجابت، شاخه هاي نخل آرزو را در دست مي گيريم و ظهور موعود آخرين را از تو ميخواهيم.
 

 

 مسلمانان روزه دار كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشاميدن و بسيارى از كارهاى مباح ديگر امتناع ورزيده اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستين روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مي ‏طلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.

اميرالمؤمنين، حضرت على (عليه السلام) در يكى از اعياد فطر خطبه اى خوانده‏ اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم داده ‏اند كه:

 اى مردم! اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مي ‏گيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مأيوس و نااميد مي ‏گردند و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جايگاه نماز عيد شدن، به ياد آوريد خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ايستادن در جايگاه نماز به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت ‏به سوى منازل خود، متذكر شويد بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏ برين، اى بندگان خدا، كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه ‏دار داده مي‏شود اين است كه فرشته ‏اى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا ميدهند و ميگويند:

«هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته‏ تان آمرزيده شد، پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد.»

عارف وارسته ملكى تبريزى درباره عيد فطر آورده است: «عيد فطر روزى است كه خداوند آن را از ميان ديگر روزها بر گزيده است و ويژه هديه بخشيدن و جايزه دادن به بندگان خويش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در اين روز نزد حضرت او گرد آيند و بر خوان كرم او بنشينند و ادب بندگى بجاى آرند، چشم اميد به درگاه او دوزند و از خطاهاى خويش پوزش خواهند، نيازهاى خويش به نزد او آرند و آرزوهاى خويش از او خواهند و نيز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نيازى به او آرند، برآوره و بيش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانى و بنده‏ نوازى، بخشايش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نيز نمي‏برند.»

روز اول ماه شوال را بدين سبب عيد فطر خوانده ‏اند كه در اين روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشاميدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند. ابتداى خوردن و آشاميدن را افطار مي ‏نامند و از اين رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مي‏شود، انسان افطار مي كند يعنى اجازه خوردن پس از امساك از خوردن به او داده مي ‏شود.

      حافظ منشین بی می و معشوق زمانی   کایام گل و یاسمن و عید صیام است

 

      

نوشته شده در تاريخ هشتم مهر 1387 توسط مجتبی |

اول خدا بود خدا ی مهربان .خدا  مهر را به مادر داد بعد به پدر . مادر مهر را به فرزند آموخت، اما فرزند  خوب یاد نگرفت.  مادر از دنیا رفت ،فرزند قدر مادر را تازه فهمید ، بعد از مدتی فرزند مهر را آموخت زیرا او دارای فرزند شد.

 

مادر  :میمش :مهر و محبت                الفش :آرامش و ایثار             دالش: دوستی                رایش: رحم و رفاقت

مادر در باران آمد .مادر با یک سد نان آمد.مادر با دستی پینه خورده آمد.مادر با دلی پراز اضطراب آمد.مادر دلخور از دست فرزند آمد.مادر با قلبی مهربان آمد .

به فدای مادر

  

یادت باشه اون شبای که قن داغی بودی و فسقلی گریه می کردیو شلوارتو خیس می کردی، بابات تو خواب ناز بود، اون مادرت بود که بیدار میموند تا آرومت کنه

 

هیچ وقت فراموش نکن وقتی می یومدی خونه غذات آماده بود ولباسا تو می شست قربونت صدقت می رفت کاری که شاید اونای که متاهل هستن خانماشون الان  براشون اون که باید انجام ندن

 

تو که رفتی توی فرنگ و فکر میکنی با توالت فرنگی رفتنت فرنگی شدی، یادت باشه، هنوز این دعای خیر مادر که بدرقته، پس فکر نکن فراموشت کرده، شده یه زنگ بزنی روز مادر تبریک بگی

 

اگه فکر میکنی بزرگ شدی، صاحب زن و بچه شدی، می خوام بگم تو هنوز همون بچه مامانی هستی، واست مادرت، اگر چه سنت بالای چهله

 

تو که فکر میکنی   پسر  بزرگی شدی، ادعا میکنی همه چیز حالیته و شبا دیر میای خونه،  تو هنوزهمون آقا کوچولی  ، چون نمی دونی  مادرت تا وقتی میای صد بار  از خواب بیدار میشه تا بچه اش نیاد خونه آروم نمیشه

 

اگه فکر میکنی دختر بزرگی شدی میری با دوستات بیرون یا مسافرت ،بدون مادرت قلبش با تو ،تا سالم برگردی ،پس تو هنوزم همون خانوم کوچولوی هستی که، دستش تو دست مادرش داره تا تی  تا تی مکینه

 اون شبای که بیمار بودی حالت خوب نبود  مادرت از تو بیشتر زجر می کشید .مادرا حاظرن بمیرن بیماری و مرگ بچه شون نبینن  

 

فراموش نکن اگر چه مادرت از دنیا رفته اما میشه بهش  بهترین هدیه  رو داد ،تو هر دین و مذهبی که هستی با دعا خوندن تو  یه خدای یکتا و مهربونی هست  که بهترین هدیه تو رو بهش میده

 

هیچ وقت یادت نره  اگر چه مادرت  رو کنارت  به ظاهر نمی بینی یا فوت کرده مادرت دستت رو گرفته  فقط باید دست گرم  و مهربو نشو احساس کنی

 

خدا وکیلی یه چیزی رو اعتراف میکنم  من که مسلمونم دوستانو نمی دونم ولی تو کتاب مقدسم اومده که یکی مهرو لطف خدا رو نمیشه جبران کرد ویکی مهرو محبت پدر مادر ومن یکی این سخن خدا رو کاملا قبول دارم(البته همه حرفای خدارو قبول دارم) ولی  قربون خدا ،ماها به چه دردشون می خوریم این همه اذیتشون میکنیم، باهاشون بحث میکنیم ، قهر میکنیم ،و..... قدرشونو نمی دونیم ،آخر سر یه چیزی ازشون طلب داریم، واقعا چرا اینجوریه  آخر سر هم ازمون دست نمی کشن

 

پس اگه قهری آشتی، اگه بد بودیم خوب بشیم ، اگه خوب بودیم خوب تر، تجدید رفتار کنیم،اگه متاهل هستیم به مادر شوهر و مادر زن سر بزنیم

 شاید بگی  این حرفا قدیمی شده ولی واقعیت داره می تونی امتحان کنی  و این سوال از کسی که دوسش داری بپرسی  اگه نامزد داریم یا زن نمی خواد شام بریم بیرون و ول خرجی کنیم میشه با یه شاخه گل و یه سبد محبت و اینک ثابت بشه دوستش داریم کافیه. واقعیت اینکه اگه معشوقه ما بیمار باشه  میدونید اون هدیه یا گل ما اون لحظه به دردش نمی خوره. اون روزهای که با ما بودهدر حین بیماری  اونا رو مرور می کنه ، و اینکه بازم اون روزا رو می خواد نه کادو وهدیه پس معشوقه حتی تو بیماری نیازی به مهر و محبت شما داره .همین یه دنیا ارزش داره که بدونه براش احترام قایل هستی و دوستش داری و اون این، توی قلبش میمونه، درست که هدیه تو جلو چشمش میمونی اما  چشم آدم با هدیه ها و چیزای دیگه پر میشه ،گذریه و فراموش میشه  ولی محبتت تو توی قلبش میمونه هیچ وقت فراموش نمیکنه و تو رو با دنیا عوض نمی کنه

 

 حرف زیاد بود وقت کم یه جوری هم باشه که  از حوصله دوستان خارج نباشه

 

میلاد سرور مادران عالم حضرت فاطمه زهرا (س) بر تمامی مادران و زنان شایسته ولایق،ودوستان عزیز مبارک باد

 

 

از همه کسانی که این متنو خوندن ممنونم  و اگر با زبان محاوره و خارج از ادب چیزی گفتم عذر می خوام.

|Gmail:mojtaba.saki@google.com

نوشته شده در تاريخ سوم تیر 1387 توسط مجتبی |
سلام به دوستان خوبم که همیشه من و وبلاگم رو تنها نگذاشتن من دو روز قبل از تولدم اپ میکنم چون فردا یه سفر دارم تهران ،ممکنه نتونم اپ کنم و شرمنده شماها عزیزان نشم.

 چشم هايم خسته است

 

چشم هايم خسته است ، زبانم بند آمده ، واشك هايم ماننده آبشار سرآزير شده
زمان زودتر از هرروز ميگذرد، وتپش قلبم آهسته آهسته تراز هميشه ميزند
احساسم درفراسوی ۵ ساله پيش رفته ،خدای من۵ سال گذشت
مادر،۵ سال است كه فقط با اسمت زندگي كرده ام ، دستانه گرمت يادم نيست
بوسه هاي پر غرورت از خاطرم پاك شده ، خطا هايم از ذهنم رفته
ونصيحت هاي عاشقانه ات هيچ چيز را در احساسم تداعي نمي كند
غمي سخت در سينه ام است ۵ سال از دوريت گذشته وپسره  ۲۰  ساله ات
مرد شده ، غصه هايم درقلبه كوچكم ماننده دريا شده ،‌ولي اسمه محكم مادركه
فقط برايم خاطره شده ، مرا محكمتر وايستاده تر از ديروز ميكند
صداي قلبم را گوش كن به عشقه تو آن همه غصه را در بزرگترين آب دنيا
پرت كرده اقيانوس ، حتي دريا هم غرق شده نيست شده ، نا بود شده چون
تو خواستي محكم باشم به اندازه ي قطره هاي احساسه اقيانوس ...، به نبودنت
عادت كرده ام ولي بازتو را ميخواهم ، بعضي شب ها در رويا يم ميبينم پسر

كوچكت سربر شانه هايت گذاشته وزار زار گريه ميكند ، دستانه پر از مهرت
را احساس ميكنم كه اشك هايم را با حوصله پاك ميكند 
خواهر بي تو تنها شده ، هر روز كه ميگذرد موهاي سفيدش مرا خوردتر از
ديروز ميكند ، هنوز رفتنت را باور نكرده ، ولي من مثله نگهبانه شب ، مثله
يك مرد مراقبه او هستم ، به پاييز سپرده ام كه به تمام درختانه دنيا خبر بدهد
كه امروز را برايت بميرند ، مي دانم تنها نيستي ، چون من به خدا گفته ام
حلقه ايي از فرشته هايش را مثله زنجيردورت بگرداند،‌ هميشه احساست ميكنم
دوستت دارم مادر

مشخصات كلي متولدين خرداد ماه:

اهل تنّوع ، واقعاْ باهوش ، سريع‌الانتقال ، متلّون‌المزاج ، غير پايدار ، عاشق كارهاي فكري ، كنجكاو ، پرانرژي ، داراي شخصيّت دوتايي ، بي‌ثبات ، دمدمي مزاج ، هرگز كار را تمام نمي‌كند ، عاشق مسافرت ، معاشرتي ، سر به هوا ، زرنگ ، قابل تطبيق با هر محيط ، پي به اسرار مي‌برد ، نا آرام ، در جستجوي مطالب جديد ، واقعاْ با سليقه ، ماهر ، داراي قدرت فكري زياد ، آدم شناس ، عاشق برنامه‌هاي كوتاه‌مدت ، منطقي ، عاشق حركت ، متنفّر از تقلّب ، عاشق كامپيوتر ، از كار طولاني خسته مي‌شود، عاشق شطرنج ، زود جوش ، در يك‌جا بند نمي‌شود ، نرم و غيرمستقيم حرف مي‌زند ، قابل انعطاف ، عاشق مطالعه ، عاشق جمع مردم ، رنگارنگ ، داراي قوّه تخيّل زياد ، خوش سر و زبان ، ماجراجو و بي ثبات ، شيك پوش ، غير حسود ، گاهي شاد و گاهي غمگين ، گاهي پر حرف و گاهي خاموش ، نكته سنج ، اهل هنر ، خواهان وفاداري ، كم حرف ، آب زير كاه ، اهل معاشرت ، رويائي ، بي قرار ، اصلاْ رويش حساب نكنيد ، ميل ندارد كسي از كارش سر در بيارد ، با انصاف ، بدقول ، اهل زخم زبان ، گاهي لجباز ، عاشق غذاهاي تند .

مرد متولد خرداد:


با ذوق، هنر دوست، غير حسود و كمي بدقول، براي فرزندان پدري نرم و مهربان، در زناشوئي و معاشرت با زن اهل تنوع و ماجرا، خوش صحبت است، علاقه دارد كه مرموز جلوه كند، گاهي اهل زخم زبان، كنايه
و آزار است. از شنيدن انتقاد از رفتار عاشقانه‌اش بيزار است.

 

دوستان گلم امیدوارم با حرفهای خودم سرتان را به درد نیاوردم . و بابت این جشن خشک و ببخشید چون خیلی با عجله اپ کردم دوستتان دارم. مجتبی

نوشته شده در تاريخ یازدهم خرداد 1387 توسط مجتبی |
قالب وبلاگ